سلام...ایها العزیز!
میدانی آقا..... حکایتی شده حال دلم .....
خوب روزگارش را میدانی..... اگر نبود نگاهت پوسیده بود تا حالا.... باز هم نگاهم کن
من به رگبار دانه های شکرین عشق از شما..... محتاجم.................... تو خوب میدانی
به من عاجز بی کس کمک کنید.... به من بی حال کمک کنید....
به خاطر خدا رحم کنید ....رحم.............
آقااااااااااااااااااااااا تمام خواستنی هایم به فدایتان..............نگاهی.....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:20 توسط بنده ی خدا
|