اشتیاق تو مرا سوخت کجایی باز آ.....
باز آی و در چشمم نشین ای دل ستان نازنین...................
مولایی!...ی اعتراف کنم؟؟؟ هربار که اینجا می نویسم و می رم....از خودم خجالت میکشم که همش ازتون
میخوام جز شما رو.... بجای اینکه تمام دلخواهم شما باشید... خود خود خوبترینتون...
آقا جون دلم خیلی گرفته.... راه داره دست دلمو بند پنجره فولاد امام رضام کنید؟؟؟؟
راه داره هوای دلمو هم نوای یابن الحسن های عاشقانه ی اهالی جمکران کنید؟؟؟؟؟
همونا رو میگم که فقط میگن ایاک نعبد دلشون پر میکشه و میره ی جای دور.....
ی جایی که همش نوره..... وقتی با زبان دلشون با تمام جان ایاک نستعین میگن
وقتی عشق میکنن با دم به دم هوای خداشون....
آقایی............. دلم از اونا میخواد... زیادشه؟؟؟؟ پرتوقعه؟؟؟؟
نه آقا نه... شما که خودت طبیبی خودت دوایی میدانم ..... میدانم به دل من نه نمیگی.....
آخ.............طبیب دلم حبیب دلم....... دلمو برای عشق خودت هر لحظه هوایی کن....
التماس دعاااااااااااا