سلام.....شب تاسوعاست
گویند از عباس امشب.... عباس عباس عباس.....................
همان عمو عباس من؟ همان که.....
عمو آب نه.. امشب اشک میخواهم......
من و بی شمایی؟ من و بی عمویی؟
عمو می بینیدم نه؟نمیدانم شاید حتی تکه ای جای خالی صاف در قلبم نمانده....
دیگر بوی کربلا را حتی نمی شنوم.....
دیگر یاحسین شنیدن مستم نمیکند.....
وای...... از دست رفته ام.... از پا فتاده ام.... بر باد داده ام....
عمو..... قربان وفایت..... فدای ادبت..... عمویم..... میدانی چه برایم مانده....؟
نه آقا..... نه همه ی شما مهربانان..... فقط مانده اطمینان به اینکه می شنوید...........
آه عمو ...عمو اجازه میدهید دلم برایتان بتپد؟ قابل بدانید این نالایق را برای اشک عشق ریختن....
آقا نفس بدهید تا برایتان نفس نفس بزنم.................
نفسم بدهید حضرت سقا.................. هوا میخواهم....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 5:8 توسط بنده ی خدا
|