سلام من به مدینه به آستان رفیعش........

یازهرا.سلام من به تو ای بانویی که مرد نبردی

ز غیر هرچ که دیدی به یار شکوه نکردی

یا حضرت زهرا..... یا حضرت مهتاب! یا بانوی نور ....

دلم را تنگ مدینه و بقیع و گنبد الخضرا کنید..... امشب تان چ قدر سخت میگذرد 

آی..... فدای دل تنگتان.... فدای غریبی تان.....

امشب یتیم ک شوید..... تمام دنیا تار میشود....(چرا خاموش و دلگیری؟مدینه شور و شین ت کو؟

امام مجتبی یت کو؟حسین ت کو حسینت کو؟)

یا زهرا دست گیری مان کنید ...... خوب خدا!


سلام من به مدینه به آستان رفیعش........

یازهرا.سلام من به تو ای بانویی که مرد نبردی

ز غیر هرچ که دیدی به یار شکوه نکردی

یا حضرت زهرا..... یا حضرت مهتاب! یا بانوی نور ....

دلم را تنگ مدینه و بقیع و گنبد الخضرا کنید..... امشب تان چ قدر سخت میگذرد 

آی..... فدای دل تنگتان.... فدای غریبی تان.....

امشب یتیم ک شوید..... تمام دنیا تار میشود....(چرا خاموش و دلگیری؟مدینه شور و شین ت کو؟

امام مجتبی یت کو؟حسین ت کو حسینت کو؟)

یا زهرا دست گیری مان کنید ...... خوب خدا!


زبان نوشتنم انگار لال شده....بند آمده از سر بی چارگی

واژه بی خدایی برایم زیاد آشناست..... درست شرح حال خرابتر از خراب خودم است...

من و این شب و روزهای تکرار در تکرار.....خسته از بی صفایی خویشم

دلم لذت پرواز میخواد..... دلم روح بزرگ و طبع بلند و دل قرص میخواهد...........

بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد ..     

عذرها می آورم به درگاهت و ....روز از نو

خدایم.... من از خودم نا امیدم  من از خودم بریده م..... تو هنوز هم نگاهم میکنی؟  دوستم داری؟

خدایم عزیز ترین...... عسل ترین لحظه هایم به تو فکر کردن و غرق در هوای تو بودن است....

همینکه برام هیچ حسی شبیه تو نیست.....کنار تو درگیر آرامشم...

آرامشم!.....آغوشت را کم آورده ام...... هستی بخشم..... قرار م بده..... خداجانم

هرگز..... جز برای تو عاشقانه بخوانم؟...هرگز. تو تمام کس و کار منی...... تو نفس نفس هایم را در کنار منی.....

یا مقیل العثرات...... رضا به رضاک......

یادم بده تو رو بخوانم..... خواندنت را قسمتم کن.... ربی

دلگیری های دنیایت..... آه.....


آقا سلام

دلم از همه چی و همه چی گرفته.......

آقا  روزهایم تلف می شوند..... می میرند

من فدات..... امام رضا

آی ................

باز جمعه آمد و باز هم انتظار

باز هم سحر شد و من بی خبر ز یار

سخت است انتظار و ولی سخت تر ز آن

کان یار بیاید و بگوید تو را چه کار...............

امام جانی ام!

اگر چهل شب آدم بودن را حتی  دوام  بیاورم...... همه چی حل است!

آقا برای  نمازهایمان دعا کنید

سلام

آقا.....مرا بگیر لز بدی ها

دلم را تنگت کن کن .. 

سلام آقا.... دل درد دارم

گریه هایم را مجبور کرده ام مهلت م دهند و بخاطر دنیا و زیبایی هایش نبارند

گلویم از گریه سرشار است....

آقا ....درد بی شمایی که کلا فراموشم شده... درد تمام تکه تکه های دنیا را بدجور به جان خریده ام

ن حال خوبی نیست برای یک انسان.

همانکه مایه فخر شما باشد.....آه

... دارد خفه ام میکند این حرص زدن برای داشتن دنیایت.....آه خدا....آه خدا

امام زمانم فدای شما قلبم.... فدای نگاهتتان مولا

آه آقا پس کجای دلم را برای شما دست نخورده بذارم وقتی....... اینقدر تیره و بدبو شدم    

آقا میترسم... بخدا این را راست میگویم... میترسم از تمام لحظه هایی که بی شما نفس میکشم

یترسم ازاینهمه تنهایی... این همه وحشت.... ابن همه آه......

امام زمانم... حالم را میدانید آقا؟ قلبم فدای نگاهتان

سلام آقا

شما به عمه جانتان.................

حال و روزمان خراب است.....

دریاب حضرت مولا... حضرت یار.... حضرت عشق

سلام من آقا باز هم در طلب دنیایم......

هنوز به شما نرسیده ام.... به نگاهتان نه...به گردو غبار قدومتان نه.... به فکر و خیالتان حتی       ......

آه از این همه بی چارگی..... این همه......

آه قلبم بگیر..... آری بسوز.... بسوز و از این سوز بمیر.......

آقا...


سلام آقا.........................

سلام پدر و مادرم فدای نفس هایتان...............

سلام آرام بخش ترین....... اباصالح.....اباصالح

 آری..... فقط همین